عبد الحسين نوايى
225
دولتهاى ايران از آغاز مشروطيت تا اولتيماتم ( فارسى )
روس و انگليس بر سر مسائل جزئى ( حيات ملل كوچك ! ) به هم بخورد ، به نمايندهء سياسى خود در ايران تلگرافى كرد كه : « . . . بايستى دولت ايران را متنبه نمود كه بايد مسئلهء تعيين وى را موقوف بدارند يا اينكه او را در شمال به كار واندارند و دولت روس حق دارد كه در شمال از حقوق خود دفاع كند . » ( چه حقوقى ؟ ! ) سرانجام بههرحال روز 12 شعبان ، نمايندهء انگليس به دولت ايران اطلاع داد كه « با استخدام استوكس فقط در صورتى موافقت مىشود كه در منطقهء شمال مأموريت نداشته باشد » و « اگر دولت ايران اصرار كند ، دولت انگلستان اقداماتى را كه روسها براى حفظ منافع خود در شمال به عمل خواهند آورد مقتضى دانسته و پشتيبانى خواهد كرد . » چند روز بعد ، باز دولت انگلستان ، در يادداشت رسمى خود ، اين مطلب را تأكيد كرد و نمايندهء سياسى انگليس رسما به كفيل وزارت خارجه روسيه مسيو نراتوف ، گفت در صورت اصرار دولت ايران در اين كار ، دولت انگليس از ورود استوكس به منطقهء شمال جلوگيرى مىكند . اما دولت ايران بههيچوجه به نظريات دولت انگليس تسليم نشد و ، در ضمن آنكه قول داد از استوكس براى جنگ با محمد على ميرزا استفاده نكند ، به تفكيك ايران به شمال و جنوب راضى نشده زير بار نرفت . چه در صورت قبول اين موضوع ، تلويحا قرارداد 1907 را تصديق كرده بود . در صورتى كه ميرزا حسن خان مشير الدوله ، اولين وزير خارجهء ايران كه مصادف با قرارداد مذكور شد ، اعلام داشت كه اين قرارداد ( قرارداد 1907 ) قراردادى است بين روس و انگليس و دولت ايران به هيچوجه آن را به رسميت نمىشناسد . اكنون كه بحث به اينجا رسيد ، بايد دانست كه فكر انتصاب استوكس به رياست ژاندارمرى ، هرچند كه خالى از هرنوع غرضى بود و شوستر هيچ نظر مخصوصى جز